تبليغاتX
گروه کوهنوردی بلندا
Hosted by ImageHost.org

 

از دوستان همنورد و علاقمند تقاضا دارم  در این وب هم فعالیت نموده و مطالب متناسب با این رشته را جهت درج در وبلاگ ، در اختیار قرار دهند .

با تشکر / ایران منش

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 21:51  توسط قاسم | 
عکس از هادی خلیلی :

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 0:36  توسط قاسم | 
و بازهم برنامه خانوادگی ولی اینبار "کِنِس چینی" یا "کندس چینی" ؛ 

. . . به طبع دیر راه افتادیم اما به موقع در محل مورد نظر، یعنی لفور سوادکوه ، خود را زیر درخت " کندس "مشغول جمع آوری آن دیدیم .

و اما این برنامه :

۱- بیشتر ماشین نوردی کردیم .

۲- تعدادمان به ۲۳ نفر بود .

۵- زن ها ۱۰ نفر و مردها ۱۳ نفر بود .

۶- بزرگ سنی جناب آقای عزت ا... سنجابی و کوچکترین الیا قاسمی .

۷- صبحانه را در حیاط مدرسه ای صرف نمودیم که مشابه آن مدرسه کمتر وجود دارد . و در اینجا بود که حامد دیانی خاطره مدرسه منطقه استخر پشت سال ۱۳۷۳ را تعریف کرد که وقتی به روستا رفتند اهالی دو ساختمان شبیه هم را نشان دادند و گفتند این"کلوم " (اسطبل ) است و آن دیگر مدرسه ، که از نگاه حامد کاش آن " کلوم " مدرسه می بود .

۸ - هادی اندرواژ افتخار دادند اما اینبار خیلی آرام بودند با چهره همیشگی که اصولگرا می نمایاند .

۹ - محمد کافی بود البته با دختر مودب و مهربانش فاطمه خانم که واقعا خوب راه آمدند .    

۱۰- جناب هادی قاسمی و همسرش خانم محسنی و الیا کوچکشان به جمع افتخار دادند و برنامه را کم نظیر پنداشتند .

۱۱- مهندش علینژاد و زکیه کوهنورد آمدند ، که کمترین " کندس " را چیدند و بیشترین کمک را به دیگران کردند .

۱۲- و باز حامد با فاطمه ورزشکار که دو حرکت زیبای ورزشی هم انجام دادند و دومی کمی سیاسی هم بود چون ایشان در این حرکت  عملکرد جامعه ما ایرانی ها را درست می دید ( وارونه ).

۱۳- جناب علی کاظمی طبق معمول دیر آمد ، اما در اندک زمان خدمات عمومی شایسته ای از خود بروز دادند . البته خدا اجرش دهد و محترم خانم " کندس ترشی " .

۱۴ - جناب عزت ا... سنجابی و خانم و داماد و دختر و نوه اش برای هدف خود بسیار به زحمت افتادند و نتیجه هم گرفتند ولیکن در پایان راه جمله ای زیبا را عنوان نمودند که : این باران زیبایی این برمانه را خاطره انگیز کرد . 

۱۵- جناب قربانعلی سنجابی و خانم مشان که با ته چین خودشان ما را شرمنده کردند . از آنطرف بیشترین " کندس " را چیدند و حال باید منتظر نتیجه اش بود .

 ۱۶- و من با خانم شورزندی ، ببخشید همسرم ، خوب می بایست می آمدیم و آمدیم . حال نمی دانم آیا به وظیفه خود خوب عمل کردیم یا نه ؟

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 21:17  توسط قاسم | 
این مطلب را فقط برای یک نفر نوشته ام و امیدوارم او به تاخیر مرا با بزرگواری خود ببخشد .

زحمت این برنامه بیشتر روی دوش برادر عزیزم حمید دیانی بود که هماهنگ کرد تا غروب پنجشنبه ۱۴ مرداد به سمت چهاردانگه ساری حرکت کنیم و شب را در روستای تیلک مهمان ایشان در خانه پدری ایشان باشیم البته شب را در منزل عموی آقاحمید بودیم .

همراهان این صعود : یعقوب تقوی ، قاسمیان ، نجفعلی برزگر، قدرت ال...شهابی ، حمید دیانی ، جواد دیانی ، محمد دیانی و قاسمعلی ایران منش بوده اند .

غروب خنک و دلپذیری به پیش باز ما آمده بود و در لحظه ورود رطوبت های شهر ساری را از تنمان زدود ، از همان ابتدا بر اساس فرهنگ ایرانی مان بجای گشت در روستا به فکر شام افتادیم و بنده نقش آشپز را به خود گرفتم و جواد و محمد نقش دستیاران حقیر ، نمی دانم ولی دوستان برای این که خجالت نکشم می فرمودند ته چین خوشمزه ای حاصل دست پخت حقیر شده بود البته شاید بخاطر اینکه زرد چوبه اش را محمد به همان شکلی که خودش می داند خرید کرده بود .

در این برنامه اگر چه تناسب سنی بین یعقوب و محمد اندکی مناسب نبود ولی دغدغه های همه پیرامون مسائل جاری یکسان نبود  . . . بگذریم . . . اما در این برنامه یک عهد نامه ای هم مورد توافق قرار گرفته بود و آن این که  محمد مجبور بود خود را به دلایلی به با غرض پوزش از محمد بصورت موقت به خنگی بزند ، خدا کنه این قضیه در ایشان تثبیت نشده باشد .

باید اقرار کنم که تا کنون برای هیچ قله ای این همه راه نرفته باشیم ، در جمع می توان گفت قریب به ۳۰ کیلومتر راه رفته ایم البته با چشم انداز بسیار جذاب و دیدنی و چشمه های جوشانی که حیات را نوید بخش بود .

قله چهارنو ۲۸۸۰ متر ارتفاع دارد که ما توانستیم در ۶ ساعت آن را صعود و در ۳ ساعت فرود نمائیم .

همراهی دو نفر بسیار ستودنی بود اول جواد دیانی که برای اولین بار در عمر خود مجبور بود بدین اندازه راه برود و تا این میزان هم از شهر ساری و سطح دریا ارتفاع بگیرد هرچند خستگی زیادی را تجربه کرد ولی ارزشش را داشت .

و اما محمد که برایش فرق نمی کند چون به نطرم اگر دو روز دیگر هم راه می رفتیم او همراه بود - بیچاره برزگر !!!- البته محمد بسیار چابک است و خوب راه می رود فقط  یک کمی زیاد حرف می زند و بعضی . . .  .

 حالا حدس بزنید مطلب برای چه کسی نوشته شده است ؟ .

درود بر همه دوستان همنورد

 سلامت باشید تا روزی روزگاری و صعودی دیگر بر فرازی

ایران منش

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 7:21  توسط قاسم | 
     

 

                                    همنوردان عزیزسلام 

                                  . . .   فکر نمی کردم برنامه خانوادگی با استقبال مواجه شود ولیکن  وقتی روز جمعه ۱۹ تیر شد دیدم که هشت خانواده آماده کوهنوردی شدند به محور چهل چشمه منطقه سوادکوه  البته با جناب آقای برزگر شدیم هفت خانواده و اگر ایرادی برآن باشد ایشان از خانواده من هست  می توان گفت شش خانواده ، اصلا بهتراست بگویم که ۳۰ نفر با هم همنورد شدیم بزرگترین ما جناب آقای عمران خلیلی بود و کوچکترین معراج دیانی ، ۱۳ نفر مرد بودند و ۱۷ نفر زن  ، که ۱۱نفر  ، پس از یک کوه پیمایی جدی با  توجه به شزایط  و وجود ۳ کوهنورد زیر ۴ سال مجبور به استقرار در سرچشمه -  پای قله - شوند و مابقی در یک شرایط صمیمی با انگیزه ی بالا خود را به نوک قله  به ارتفاع ۲۹۹۵ متر رساندند تا  صعود و فتح را  معنا کرده باشند .

و اما خانواده ها :

۱ - خانواده جنات آقای خلیلی   ( عمران خلیلی - خانم خلیلی - مهدی - زهرا  - حلیمه )

         عمران  یار قدیم و سرور ی که خاطرات فراوانی را به ثبت رسانده ایم او در برنامه کوه  هیچ مشکلی به نام خستگی نمی شناسد و همیشه در جلودار گروه است البته در این برنامه خیلی تلاش داشت کوه پیمایی را به نزدیک های روستای خودشان کلاریجان بکشاند اما نشد و مواد آش خانم خلیلی هم رو دستش ماند البته ایشان قبلا ما را شرمند دست پخت خود نموده بودند. مهدی هم رانندگی کرد و هم کوله خانواده را به دوش کشید و زهرا هم هدی ایران منش را بهانه کرد تا از قله برهد و رهید . و حلیمه  در کنار خانواده و همراهان ثابت و استوار  قله را فتح کرد .

۲ - خانواده جناب آقای  میر شفیعی ( سید عیسی - خانم میر شفیعی - حسین - کوثر )

          شاید چون خانوادگی بود سید عیسی آرام تر بود و گاهی هم دست خانم میر شفیعی را می گرفت تا مثل رهنورد  ،  همنوردی نماید . البته موضوع را به ایران منش می رساند تا بخوبی اطلاع رسانی شود و خانم میر شفیعی هم با توجه به مشکل مج پا تا قله را راحت و روان آمد  . حسین شان هم آرام و بی سرو صدا هم راه می رفت و هم کمک گروه می کرد و بیشتر مامانی نشان می داد  تا بابایی . و کوثر هم که بد آورد بود و کفشش باره شد تا اعصابش خرد شود  اما خیلی خوب تا قله را آمد او بسیار سبک راه می رفت و دقایقی هم حسین مهر برادرانه را شامل حالش کرد و او را به دوش خود گرفت تا از مشکل کفش برهد  احسنت بر حسین .

۳- خانواده جناب آقای کافی ( محمد - خانم کافی - فاطمه - طهورا )

          محمد آقای عزیز از دوستان قدیم هستند که جدیدا همنوردی در گروه بلندا را افتخار دادند محمد بسیار صبور است و شریف  همانند همه گروه ،  اما تواضع شان بیشتر مورد توجه قرار دارد . و اما بالاخره نمردیم و یک کوهنورد، ببخشید چادر نورد ، نه ببخشید یک زن کوهنورد با چادر هم با ما بود بله خانم محترم آقای کافی که با توجه به مشکل پا  خوب همراهی کردند  ایشان در مقابل شوخی های حقیر در خصوص چادرشان استقامت کردند حتی بدون گفتن یک جمله در پاسخ  . فاطمه خیلی خوب راه می آمد و حتم دارم که از یاران آیند گروه ما خواهد بود ، و اما خواهر کوچک فاطمه ، طهورا که اصلا دلش نمی خواست مثل  پسرها شود چون بشدت در مقابل  پوشیدن  پیراهن آستین دار مقاومت می کرد ولی بدون هیچ دردسری مسیر را درهم نوردید و سبک  پا همه مسیر را  پیاده آمد تا همه را به تعجب وادارد .  هر چند که خانواده آقای کافی بخاطر طهورای کوچک نتوانستند ما را تا قله همراهی کنند اما همنوردان شایسته ای هستند که انشال... در دوره های بعدی در خدمتشان باشیم .

۴ - خانواده جناب آقای دیانی ( حمید - خانم دیانی - محمد - معراج )

           بالاخره حمید تابع گروه شد و به منطقه سوادکوه آمد. حمید همیشه اعتراض دارد اما همراه خوبی است چون ایشان بزرگوار هستند و عزیز . حمید تا قله نیامد چون هم هفته بیش آن را فتح کرده بود و هم یا او می بایست می آمد یا خانم ایشان ، و ایشان فرهنگ تعامل و  هماهنگی را به نمایش گذارد . اما . . . اما . . . اما اینبار یکی ما را همراهی می کرد که مرکز توجه قرار گرفت  و  حتی نگارنده را تهدید به کشیدن کاریکاتورش نموده که احتمالا نگارنده دست به خودکشی زده است ولی هرکه مارا . . . از عمر برخوردار باد . بله خانم رسکتی ببخشید خانم دیانی - در محیط غیر رسمی خانم دیانی و در محیط رسمی رسکتی - اینها همه از ترس کاریکاتور که خواهد کشید است که خواهش می کنم گوشم را هر چه خواست بلند بکشد اما دماغ مرا دراز نکشد که مبادا به من بگویند دروغ گو - حالا تا آخرش برو . . . گوش شیطان کر ایشان حشر ونشری با ". . . ن گ ه ب ان" هم دارند بنا بر این باشد تا وقتی دیگر . . . ایشان  تقریبا مثل یک کوهنورد قله را فتح کردند همراه گروه با محمدش ، و اما محمد که از همنوردان قدیم  ما می باشد و فکر می کنم ایشان تا اورست را هم یک نفس می روند  ، و در آنجا اگر از او سوال کنند اینجا چه می کنی ؟ می گوید: اومدم ببینم عمو حامد می تواند  تا اینجا بیاید ؟ و  معراج که بر عکس اسمش نه خودش بالا آمد و نه گذاشت حمید به قله بیاید را دعا می کنیم تا هم سالم باشد و هم زود بزرگ شود  ، به امید حق .

۵ - خانواده جناب آقای سنجابی ۱ ( سعید - خانم سنجابی - مریم - ماهان )

          و اما سعید ، چه بنویسم  . . . ؟ خوب بالاخره باید نوشت . . .  ، اول بگویم که او برادر سوم من است ، فکر می کنم دیگر چیزی ننویسم بهتر است ، اما دلم نمی آید که نگویم که او  "مس مسی ترین " آدمی است که من می شناسم و دیگر بس . . . و خانم سنجابی که سنگ صبور این داداش ما هست علیرغم اینکه می توانست تا قله بیاید ولی  ماهان بهانه ای خوب بود که تا سرچشمه بیشتر مارا همراهی نکند اما مریم  بسیار راحت و روان تا نوک قله آمد تا در کودکی کوهنورد باشد و ماهان که داشت تمرین می کرد تا بگوید : آ نینا !

             و اما خواهران معصومه و فاطمه  سنجابی  دختران محمد عمو ، با اینکه اولین بار بر نامه کوهنوردی را تجربه می کردند بسیار خوب راه آمدند و  قله را فتح کردند تا شاید گروه کوهنود خانم های سوادکوه را تشکیل و  رهبری نمایند . دو خواهر  هم روحیه ورزشی داشتند و هم روحیه تعاون و همکاری بدون نشان دادن خستگی علیرغم اینکه واقعا خسته شده بودند .    

۶ - خانواده جناب آقای سنجابی ۲ ( کمال - خانم سنجابی )

           و کمال که از اعضای اصلی گروه بلندا هستند و بسیار روان قلل را فتح می کردند پس از مدت ها که موجه هم هست بالاخره  دل به کوه زدند و برای اولین بار بعد از فامیل  پیدا کردن گروه را همراهی کردند البته  تا قله  ،  اما احتمالا نگاهی به عقب داشتند چون همنورد اصلی ایشان یعنی خانم سنجابی مجبور به ماندن در  پای قله شدند  همنورد ایشان هم علیرغم اولین بار خوب راه آمدند امید است تا انشال. . . در برنامه های بعدی در خدمتشان باشیم .

۷ - خانواده جناب آقای برزگر ( نجفعلی - مثلا زهرا - مثلا آرش - مثلا تهمینه )

          من جناب آقای برزگر را خیلی دوست دارم ، این یک بخش از جمله ای است که بقیه اش را خودش بهتر می داند اما . . . اینبار جمله ای را گفت که فکر کردم باید این را بنویسم ، او گفت : من خیلی مظلوم هستم ، و این جمله شاید بیش از هر کس برای من قابل لمس هست . هرچند که معمولا گروه را من راه می اندازم اما بار مسولیت مسیر کوه همه و همه روی دوش ایشان است با تمام مشکلاتی که در خود می پروراند باید اقرار کرد که اگر او نباشد کوه کوه نیست  و شاید آبی به جوش نیاید تا چای ای نوشیده شود و فراوان مواردی که به زبان نمی آید و به چشم دیده نمی شود .و  اما  در رابطه با خانواده برزگر که مثلا  باید بنویسم خانمش زهرا همیشه به کوه نمی آید و  پسرش آرش اینبار کمان اش را با خود آورد  و در نوک قله  سعی داشت تیری از چله کمانش به  پرواز در آورد تا مرز دودانگه را تعیین نماید و تهمینه  هم پایین قله  پیش "چپون کیجا " ماند تا گوسفند بدوشد . 

۸ - خانواده ایران منش ( خودم قاسم - خانمم  عاطفه  و دخترانم کوثر و بنت الهدی )

         و من خودم قاسم ، که دوست و برادر کوچک و شاگرد همه عزیزان از جمله آقای برزگر هستم ، من طبیعت را نقاشی فریبای حضرت دوست و پناهگاه خود می دانم تا در گذر زمان دغدغه های ذهنی خود را در دل دره ها  و در نوک قله ها و هر جایی که مرا افتخار حضور داده اند به امانت بگذارم  تا شاید روزگار مساعد شود و من باز گردم و . . . در این برنامه  عاطفه هم آمده بود او  در این بخش از مسیر هستی همانند دیگر موارد نهایت همنوردی را به حقیر هدیه داده است  و بنابراین دلم می خواست که بتواند تا  قله بیاید  که آمد   و خیلی راحت هم آمد ،  تا باز هم قله ای دیگر را فاتح باشیم  و کوثری که می دانستم بی هیچ مشکلی تا قله خواهد آمد تا در آنجا اوجی بچیند و هدی که علیرغم آنکه خوب راه امد بود نتوانست تا قله بیاید  و من با اراده ای که در او سراغ دارم می دانم قله های فراوانی را با هم فتح خواهیم کرد .

نمی دانم چه شد که این همه مطلب نوشتم  ،  درست مثل خود این برنامه  که فکر نمی کرده بتوانم تا آخرش بروم ولی میبینید  هر چند ناقص و ضعیف  . . .  ،  نوشتم تا از این به بعد عزیزانی این کار را ادامه دهند در جهت اصلاح و استمرار و نوشتن ،  نظراتتان را بنویسید  . 

همنوردان عزیز سبز باشید و در اهتزاز ،در تمام قله های زندگی.

 بدرود تا کوهستانی دیگر و فتح قله ای دیگر .

با تشکر / ایران منش

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 23:26  توسط آشنا | 
            . . .   پس از ماه ها دوری از کوه و کوهستان و جنگل دو باره برنامه کوهنوردی آعاز شد و با "گروه کوهنوردی بلندا" هفته پیش ، غروب پنجشنبه به منطقه عباس آباد ورسک رفتیم و شب سیه را  آنشب با ستارگان امیدِ ، در پهنه آسمان آبیِ در سیاهی فرو رفته در دل طبیعت گذراندیم البته این بار قصد همه بیشتر حرف نوردی بود تا کوهنوردی ، هر چند روز هایی هم که کوهنوردی می کردیم حرف نوردی مان قطع نمی شد  و این راز و رمزی دارد که از دلایلش دغدغه های مشترکی است که . . .     

   دیروز هم با بچه های گروه قرار گذاشتیم و ساعت ۳۰/۵ صبح از ساری  به راه افتادیم ، اینبار تعداد بچه ها به 11 نفر رسید، سه نفر(حسین محمدی ، صمد علیپور و سید احمد ساداتی)  برای اولین بار به گروه ملحق شدند بودند که ظاهرا  نشان دادند که  قصد دارند هراز چند گاهی گروه را همراهی نمایند البته  باید دید  .

     حامد و حمید دیانی و محمدکافی و مهدی خورشیدی هم بودند و علی کاظمی در پل سفید به ما پیوست و طبق معمول من و نجفعلی برزگر و حسینعلی علینژاد هم که ازاعضای ثابت هستیم هم بودیم .

         اینبار چهل چشمه گرزین خیل سوادکوه را برای صعود انتخاب کردیم ، قبلا هم این مسیر را رفته بودیم  و این بار بخاطر همراهی دوستان جدید آن را انتخاب کردیم .

            هوا به شدت مه الود بود و تابیش از ۱۰ متر بیشتر قابل دیدن نبود حیف از طبیعت و چشم اندازی که در مه پنهان بودهر چند که زیبایی های خود را به نقش کشیده بود  .

         مهدی که شب پیش بیش از یک ساعت نخوابیده بود دوربین خود را در اختیار من قرار داد تا به طبیعت گرافی کنم ، حامد هم به اندازه کافی گروه را سرگرم کرده بود، در این برنامه از همه چیز بیشتر کوله صمد جلب توجه می کرد که شاید بتوان گفت چون تقریبا همقد صمد بود حسین محمدی هم که سن دار ترین ما بود خوب راه می آمد و سید احمد ساداتی هم بسیار آماده نشان می داد محمد کافی هم با توجه به مشکل مچ پا خوب راه آمد و علی کاظمی هم محبت کرد و کوله من را  به دوش گرفت و در حقیقت من و حامد خود نوردی کردیم تا . . ، نجف هم در مسیر مه آلود گروه را رهبری می کرد البته می گفت نگوئید رهبری ، حمید همچنان به من اعتراض می کرد که باز هم قاسم مسیر به سمت شهر خودش سوادکوه انتخاب کرده است و من هم در جوابش گفتم هفته بعد را برنامه ریزی کند  و در نوک قله علینژاد که چشمانش را روی هم گذاشته بود خوب خرو پوف می کرد نگفته نماند که محمد کافی و مهدی خورشیدی هم در نوک قله خواب را همراهی کرده بودند  .

 

            . . . بالاخره کوه بود و دور از هیاهوی شهر و شهرنشینان و دلهایی پر از غم و شادی که تا توانست خود را تخلیه کرده بود .

         باشد تا روزی و روزگاری با عزیزانی و به سوی قله ای با دغدغه های نگفته ای و . . .  

قاسم ایران منش

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:29  توسط آشنا | 
اصلا زندگی حرکت در رود جاری پرخاطره‌ای است که هر لحظه‌اش یک اتفاق است و تنها انسانیت و خوبی‌های ماست که می‌ماند و سرمایه‌ی عمر ما می‌شود. قدر خودتان، پدر و مادرتان و نزدیکانتان و به‌خصوص دوستانتان را که به خاطر خودتان شما را دوست دارند بدانید. همین!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 23:7  توسط آشنا | 
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 22:33  توسط آشنا | 
 

       از اُون وَر :  جعفری / میرشفیعی / کاظمی / ایران منش /  علینژاد / رستمیان / خلیلی / تقوی / علینژاد / تقوی / سنجابی /  و پشت دوربین ، برزگر .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 22:32  توسط آشنا | 
  • اتزی مرد یخی ۵۳۰۰ سال پیش ۳۰۰۰ متر در کوه های آلپ بالا رفته بود. بقایای او در این ارتفاع یافت شده است.
  • اولین کوهنوردی ثبت شده در تاریخ منسوب به پادشاه رومی هادریان است که کوه اتنا (۳۳۵۰ متر) را بالا رفت تا طلوع خورشید را ببیند.
کوه‌پیمایان بعد از گردش اطراف کوه گفتند اگر بالای این کوه کسی نباشد و سنگ بر سرمان نبارد ما می‌توانیم از دامنه جنوبی بالا برویم و خود را به قله برسانیم و هنگام بالا رفتن، طنابی با خود می‌بریم که وسیلهٔ ارتباط ما با پایین کوه باشد و بوسیلهٔ آن طناب می‌توانیم چیزهای ضروری را برای نصب یک چرخ بالا ببریم و بعد از اینکه چرخ نصب شد، می‌توان از زمین چیزهایی دیگر را بالا برد تا اینکه چندین چرخ بالای کوه نصب گردد و از آن پس بین پای کوه و قله آن، رابطهٔ بیش‌تری برقرار خواهد گردید و می‌توان سربازان را بوسیلهٔ چرخ بالا کشید... کوه‌پیمایان گفتند ما با خود میله‌های آهنی چون پله می‌بریم و آن‌ها را در دامنهٔ کوه نصب می‌نماییم و صعود می‌کنیم تا اینکه به قله ٔ کوه برسیم.
  • پیتر سوم در قرن سیزدهم از کوه کانیگو در پیرنه صعود کرد.

 پانویس

 آمیر، پل، مترجم: ذبیح الله منصوری، خداوند الموت، تهران: بدرقهٔ جاویدان، ۱۳۸۰؛ ص. ۱۱۰

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 22:30  توسط آشنا | 

شما كوهنوردان بايد انرژي خود را به سه قسمت 1- انرژي صعود ، 2- انرژي فرود 3- انرژي ذخيره، تقسيم كنيد. در هنگام حركت، گامي ثابت و يكنواخت را برگزينيد،‌ به طوري كه بتوانيد ساعتها آن را حفظ كنيد بدون آنكه توقفي داشته باشيد يا بدنتان عرق كند. در سر بالايي از تند رفتن خودداري كنيد، در شيبهاي تند در موقع بالا رفتن و حتي پايين آمدن با قدمهاي كوتاه و به صورت مارپيچ حركت كنيد. در حركت، بايد ضربان قلب و برداشتن پاها با هم هماهنگ باشد و بايد خودتان اين هماهنگي را به دست آوريد.  نفر اولي كه در رأس گروه به عنوان ليدرل حركت مي كند بايد طول گامهاي خود را با طول گامهاي ضعيف ترين نفر در گروه هماهنگ نمايد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 22:27  توسط آشنا | 

         وزن كوله پشتي نبايد از وزن بدن كوهنورد بيشتر باشد زيرا به زانو و ستون مهره ها آسيب مي رساند. معمولاً اجسام سنگين تر را اول داخل كوله پشتي گذارده و وسايل سبك تر را روي آن قرار مي دهند كوله پشتي نبايد لق بزند و يا به اصطلاح شكم دهد. مواد غذائي يا آبدار بايد در كيسه پلاستيكي جداگانه بسته بندي شده و در كوله پشتي قرار گيرد. اجسام نوك تيز يا سنگين بايد طوري چيده شوند كه با پشت يا كتف تماس نداشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 2:13  توسط آشنا | 

1- براي اجراي يك برنامه كوهنوردي يك روزه يا چند روزه بايد از چند روز قبل با يك رژيم غذايي مقوي به ذخيره انرژي در بدن پرداخت.

 2- غذاي كوهستان بايد مقوي، مغذي،‌ زود هضم، سبك و پر كالري باشد.

 3- براي تلاشهاي سنگين بايد به بدن خود مواد كالري زا مخصوص برسانيم. هر صد گرم گلوكز 400 كالري انرژي دارد، به سرعت انسان را گرم مي كند و زود هضم و جذب مي شود. هر صد گرم بادام و گردو از 300 تا 400 كالري انرژي دارند.

 4- هنگام فعاليت كوهنوردي بدن ما به 5/2 تا 4 ليتر آب در شبانه روز نياز دارد. البته اين امر به حرارت محيط و فعاليت ما بستگي دارد.

 5- به علت فعاليت، بدن ما مقداري آب، نمك، پتاسيم و فسفر را از دست مي دهد. پس لازم است هنگام مصرف آب و غذا كمي نمك به آنها اضافه كنيم تا از گرفتگي عضلات و بر هم خوردن تعادل بدن مصون باشيم.

 6- آب برف كاملاً خالص و فاقد مواد معدني است. براي جلو گيري از اسهال و پايين آمدن فشار خون مي توان به آن قند، نمك يا عصاره ميوه اضافه كرد.

 7- پس از يك فعاليت شديد، آب سرد به كليه ها و ريه ها و دستگاه گوارش صدمه مي زند. پس آب را بعد از كمي استراحت و خنك شدن بدن نوش جان كنيد.

 8- هميشه مقداري مواد غذايي اضافه همراه داشته باشيد، زيرا ممكن است به علل مختلف به آن نيازمند شويد.

 9- به تاريخ مصرف و باد كردگي قوطي مواد كنسرو شده توجه داشته باشيد.

 10- قبل از شروع برنامه و در خلال آن هيچگاه با شكم پر اقدام به صعود نكنيد. احتياج بدن به اكسيژن براي هضم غذا در ارتفاع و به خصوص هنگام صعود ممكن است شما را با مشكل روبرو سازد. در صورت امكان، بعد از صرف غذا، حداقل يك ساعت استراحت كنيد. در غير اينصورت به مقدار كم به طور متناوب بخوريد و بياشاميد.

 11- هرچه ارتفاع مسير شما بالاتر مي رود بايد از غذاهايي كه زود هضم مي شوند استفاده كنيد زيرا مواد غذايي دير هضم باعث تهوع مي شود.

 12- هنگام شب با استفاده از سوپ، آب و املاح و مواد دفع شده بدن را جايگزين كنيد.

13- در استراحتهاي بين راه از بيسكويت، شكلات، ميوه هاي خشك و پرتقال استفاده كنيد.

 14- مصرف سير در كوه، مقاومت بدن را در سرما و گرما افزايش مي دهد. از سير فقط در روزهاي اول برنامه استفاده كنيد، زيرا مصرف اين ماده در ارتفاعات باعث تند شدن نبض مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 1:48  توسط آشنا | 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 0:35  توسط آشنا | 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 17:37  توسط آشنا | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 17:22  توسط آشنا | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 17:14  توسط آشنا | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 12:54  توسط آشنا | 
دکتر شریعتی فلسفه ی تاریخ را بر اساس کربلا ترسیم میکرد. همه ی نسل انقلاب جمله ی معروفش را حفظ بودیم که گفته بود: آنها که رفتهاند کاری حسینی کردند؛ آنها که ماندهاند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی هستند. کار حسینی، شهادت بود. کار زینبی، رسالت اطلاع رسانی شهیدان. بیتفاوتی را نمیپذیرفت. دیگران را همه یزیدی میدانست.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 12:20  توسط آشنا | 
.                                                                                                                                        

به آرامی آغاز به مردن میكنی، اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی، زمانی كه خودباوری را در خودت  بكشی، وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی، اگر برده‏ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یك راه تكراری بروی، اگر روزمرّگی را تغییر ندهی، اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏كنی، اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چیزهایی كه چشمانت را به  درخشش وامیدارند و ضربان قلبت را تندتر میكنند دوری كنی...

تو به آرامی آغاز به مردن میكنی، اگر هنگامی كه با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نكنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی، اگر ورای رؤیاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل یك بار در تمام زندگی‏ات  ورای مصلحت‌ اندیشی بروی...

 امروز زندگی را آغاز كن! .   .   .   امروز مخاطره كن! .   .   .    امروز كاری كن!  .   .   .   نگذار كه به آرامی بمیری!

.   .   .   راستي شادی را فراموش نکن!

 شعرى از پابلو نرودا (Pablo Neruda) - ترجمه احمد شاملو

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:10  توسط قاسم | 

.                                                                                                                                        

                                     

کفش کوهنوردیکفش  کوهپیمایی :   این کفش دارای وزنی سبک و زیره ای نازک دارد که در فصول خشک سال می توان از آن استفاده نمود و وزن این کفش بین 800 تا 1300 گرم است.        ( فراموش نکنید که کفش هر چه که باشد باید یک نمره بزرگتر از پا باشد)

 جوراب :   جوراب کوهنوردی بلند و تا زیر زانو می باشد و حتماً باید پشمی باشد تا در زمستان پا را گرم نگه دارد. یک نوع جوراب دیگر نیز هست که از جنس گرتکس می باشد ، خاصیت گرتکس این است که درون پا را گرم نگهداری می کند و از عرق کردن پا جلوگیری می نماید.

شلوار کوهنوردی  :  این شلوار از جنس پشم و گرم برای زمستان و نازک برای فصل تابستان و دارای جیب های متعددی می باشد. نوعی از آنها کوتاه می باشد که در سنگ نوردی از آن استفاده می شود.

 پیراهن :   پیراهن باید راحت باشد نه تنگ و نه خیلی گشاد جنس آن باید از نوع پنبه و کتان باشد تا باعث عرق کردن نشود. گفتنی است که در زمستان می توان علاوه بر پیراهن از پلار نیز استفاده کرد.

کلاه  :   حدود 50 درصد از گرمای بدن از طریق سر خارج می گردد لذا داشتن کلاه در سرما و گرما برای یک کوهنورد لازم می باشد. در سرما جلوی سردی هوا را می گیرد و در گرما جلوی تابش آفتاب را می گیرد. کلاه زمستانی معمولاً از جنس پشم یا پلار می باشد و کلاه تابستانی دارای نقاب جلو و کلاه گرد و دوره دار می باشد و از جنس کتان و پارچه ای می باشد.

دستکش :   دستکش در تابستان از جنس نخی و چرمی و در زمستان از جنس پشمی، گرتکس و دو لایه می باشد. دستکش باید اندازه دست باشد تا روی آستین را بپوشاند و در بعضی از آنها در قسمت بالای مچ دارای بند و بست مخصوص می باشد و باید تا مچ دست را کاملاً کیپ نماید.

کیف کمکهای اولیه :   یکی از ضروریات یک کوهنورد می باشد این کیف حاوی مقداری باند، پماد، چسب، مواد ضدعفونی کننده و باند کشی و غیره می باشد.

کیسه  خواب  :   مهمترین وسیله شب مانی در کوهستان است که علاوه بر استراحت شبانه، از آن می توان در طول روز جهت نگهداری و استراحت شخص مصدوم نیز استفاده نمود. کیسه خواب معمولاً از جنس پر یا الیاف مصنوعی و یا ترکیبی می باشد. کیسه خوابهای پر سبک، گرم و کم حجم هستند. کیسه خوابهای الیاف مصنوعی ارزان تر می باشند و در ارتفاعات پایین تر مورد استفاده قرار می گیرند. نوع جدید کیسه خوابها از نوع گرتکس می باشد و سرمای تا 20 و 30 درجه زیر صفر را تحمل می کند.

زیر انداز :  قوی ترین کیسه خوابها نیز نیاز به زیرانداز دارند زیرا سرما همیشه از طریق زمین به بدن منتقل می شود لذا یک زیر انداز از جنس فوم یا ابر فشرده برای جلوگیری از سرما و رطوبت زمین و انتقال آن به کیسه  خواب بسیار مؤثر می باشد. یک نوع زیرانداز دیگر نیز وجود دارد که مانند تشک قابل بار کردن می باشد. فراموش نکنید که زیرانداز نباید زیاد سنگین باشد و اندازه آن حداقل باید به اندازه کیسه خواب باشد.

کوله پشتی :  تمام وسایل مورد نیاز یک کوهنورد باید درون وسیله ای قرار گیرند که این وسیله کوله پشتی می باشد. کوله پشتی ها با توجه به نوع استفاده، از نظر حجم و کاربرد به چندین نوع تقسیم می شوند:از نظر حجم به 25 لیتر، 40 لیتر، 50 لیتر،60 لیتر ،70 لیتر ، لیتر 80،90 لیترو بیشتر می باشد و از نظر کاربرد به کوله های کوهنوردی و کوله های سنگ نوردی تقسیم می شوند.                            کوله های کوهنوردی بلند، جادار و جیب دار می باشند و کوله های سنگ نوردی بدون جیب تا هنگام عبور از تنورها و لای سنگها به جایی گیر نمی کنند. کوله ها باید دارای بند و بست مخصوص جهت بستن و حمل زیرانداز، کلنگ و غیره باشند و بندهای روی شانه باید قابل رگلاژ باشند. کوله باید دارای بند سینه و کمر باشد این بندها در سر پایینی ها نقش بسیار مؤثری دارند زیرا جلوی ضربه زدن به شانه و کمر را می گیرد. رنگ کوله پشتی بهتر است از رنگهای شاخص و قابل رویت و تشخیص باشد مثل رنگهای زرد، آبی ، قرمزو فسفری. همچنین کوله پشتی باید متناسب با قد و جثه هر شخص باشد. جنس کوله پشتی ها باید از پارچه ضد آب باشد و علاوه بر آن از روکش مخصوص نیز باید استفاده نمود.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 14:46  توسط قاسم | 

                                                                                                                                                                                    

           طنين آرام ضربان قلب آواي سلامتي است و در اين ميان مي توان با ورزش شادابي و سلامت خود را حفظ کنيم.

          بدون شک کوهنوردي ورزشي مفرح و بسيار مفيد طبيعي است که در ساليان اخير سخت مورد توجه همگان قرار گرفته و خيل رهروان به کوهستان و طبيعت روز افزون شده است.

           تعريف کوه: به ارتفاعات بلندتر از 600 متر نسبت به زمينهاي اطراف آن کوه مي گويند.

آموزش کوهنوردي 1    مراحل ورزش کوهنوردي

1- کوه پيمايي: پيمودن تپه ها و کوه هاي خاکي آسان و راه هاي مال روي کوهستاني براي تمرين و فراگرفتن اصول مقدماتي کوهنوردي.

2- کوهنوردي:  نورديدن کوه ها بي آن که پاي بند مسير يا منطقه اي باشيم با رعايت کليه  اصول، مقررات و قوانين کوهنوردي با استفاده از وسايل فني.

3- سنگ نوردي:  پيمودن عمودي صخره ها و ديواره ها را با استفاده از دست و پا ، با وسايل فني و بدون وسايل فني را سنگ نوردي مي گويند.

4- يخ و برف نوردي: پيمودن مسيرهاي يخي و برفي را با استفاده از ابزار و وسايل مخصوص يخ، برف نوردي مي گويند.

5- Dry Tooling: پيمودن مسيرهاي عمودي يخي و سنگي را با استفاده از ابزار يخ نوردي (تبر و کرامپون) را Dry Tooling مي گويند.

6- غار نوردي: پيمودن غارها و شکافهاي عمودي و افقي درون زمين را غار نوردي مي گويند.

آموزش کوهنوردي 1       اصول اوليه کوهنوردي

استفاده از کوهستان و طبيعت زيبايش و لذت بردن از آن نياز به رعايت اصول و مقرراتي دارد که رعايت هر يک از آنها در تندرستي و سلامتي کوهنورد بسيار موثر است:

1- هرگز تنها به کوه نرويد حد اقل با سه نفر اقدام نمائيد .

2- از مسيرهاي عمومي و علامت گذاري شده حرکت نماييد.

3- به خانواده، دوستان، قرارگاهها، و پناهگاهها مسير کوه پيمايي خود را اطلاع دهيد و پس از بازگشت نيز به تمامي کساني که اطلاع داده ايد خبر بازگشت خود را اعلام نماييد.

4- صعود خود را صبح زود آغاز کنيد. هميشه طوري برنامه ريزي کنيد که وقت اضافي براي استراحت، بازگشت و حوادث پيش بيني نشده داشته باشيد.

5- وضعيت هوا را به طور دائم در نظر داشته باشيد.

6- برنامه و زمان بندي دقيقي براي کوه پيمايي تنظيم نماييد.

7- هميشه يک سوت و يک چراغ قوه به همراه داشته باشيد.

8- قبل از آغاز برنامه اطمينان حاصل نماييد که کليه امکانات لازم براي کوه پيمايي را به همراه داريد.

9- هرگز از ساک و کيف به جاي کوله پشتي استفاده نکنيد.

10-  قدم ها را با مکث برداريد و در شيبهاي تند روي هر پا اندکي استراحت نماييد.

11- کفش و لباس مناسب فصل را بپوشيد و هميشه لباس اضافي نيز به همراه داشته باشيد.

12- اگر برنامه شب ماني داريد قبل از تاريک شدن هوا اقدام به برپايي چادر و کمپ نماييد.

13- هميشه يک کيف کمکهاي اوليه همراه خود داشته باشيد.

14- يک کيسه کوچک زباله در کوله پشتي خود داشته باشيد و فراموش نکنيد که کوه هميشه بايد تميز باشد تا قابل استفاده مجدد براي شما و ديگران باشد.

با يک قدم دم و با قدم ديگر بازدم را انجام دهيد ، فراموش نکنيد که تنفس را از راه بيني انجام دهيد و در شيبهاي تند با هر قدم يک دم و يک بازدم انجام دهيد

15- طول و سختي مسير صعود براساس توانايي ضعيف ترين فرد گروه انتخاب شود.

16- افراد گروه در يک برنامه کوه پيمايي بايد از آمادگي جسماني و رواني مناسب برخوردار باشند.

17- افراد گروه نبايد اختلاف سني زيادي با هم داشته باشند و تا اندازه اي يکدل و هم سليقه و هم اخلاق باشند.

18- هر گروه حداقل بايد يک مربي درجه (3) کوه پيمايي به همراه خود داشته باشد.

19- در مسيرهاي برفي، از سرخوردن بدون کنترل خودداري نماييد.

20- اگر مشکلي پيش آمد و يک نفر مصدوم در گروه به همراه داريد قبل از اتلاف وقت به طرف پايين حرکت نماييد.

21- کروکي ، نقشه و قطب نما يا G.P.S همراه داشته باشيد.

22- اندازه قدمها و گامها به اندازه عرض شانه ها برداشته شود.

23- با يک قدم دم و با قدم ديگر بازدم را انجام دهيد و تنفس را از راه بيني انجام دهيد و در شيبهاي تند با هر قدم يک دم و يک بازدم انجام دهيد.

24- هيچ وقت بدون اجازه سرپرست از تيم جدا نشويد.

25- در سربالايي ها و شيبهاي تند به صورت زيگزاک حرکت نماييد تا شيب مسير شکستهشود.

26- در سربالايي و سرازيريها با تمام کف پا راه برويد.

27- از حرکت با بغل پاها در سرازيري ها خودداري کنيد.

28- در صعود، هميشه سنگيني خود را به جلو و در فرود سنگيني خود را به عقب متمايل نماييد.

29- قبل از حرکت ابتداء تمرينات ورزشي و حرکات کششي را حتماً انجام دهيد.

30- در ابتدا حرکت هر نيم ساعت 10 دقيقه استراحت و سپس زمان حرکت زيادتر و زمان استراحت کمتر مي گردد (به ازاي هر يک ساعت حرکت 10 دقيقه استراحت نماييد)

31- در هنگام استراحت و حرکت، خوردن آب و تنقلات و شيريني جات را فراموش نکنيد.

32- بعد از توقف ، کوله پشتي و پشت خود را به طرف آفتاب قرار دهيد و بلافاصله لباس گرمکن و بادگير خود را بپوشيد.

33- در هنگام حرکت از پوشيدن لباس اضافي خودداري نماييد و هنگام توقف آنها را بپوشيد.

34- پاها را روي زمين نکشيد بلکه اندکي از زمين بلند کنيد و دستها را آزاد نگهداريد.

35- هر 125 قدم حدود 100 متر مي باشد و مسافت پيموده شده را مي توان به اين صورت محاسبه نماييد.

36- در صخره نوردي هميشه 3 نقطه از بدن بايد درگير سنگ باشد.

37- آهسته و منظم حرکت کنيد.

38- براي شروع کوه پيمايي سعي کنيد تابستان و اوايل پاييز را انتخاب کنيد.

39- از ريزش و جا به جا کردن سنگ خودداري نماييد.

40- اگر گُم شديد در فرود آمدن از کوه عجله نکنيد، با مشورت بهترين راه را پيدا کنيد.

41- مسير صعود را با سنگ چين علامت گذاري نماييد تا در زمان برگشت دچار اشتباه و گُم کردن راه نشويد.

42-زمان فرود اغلب سبکتر از صعود مي باشد، با اين محاسبه زمان و توان خود را تقسيم بندي نماييد.  

                                                               منبع: کتاب آموزش کوه پيمايي و کوهنوردي 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 14:31  توسط قاسم | 

.                                                                                                                                      

به نام خداوند جان و خرد

شعار گروه کوهنوردی بلندا :

هدف  رسیدن  نیست ، رفتن است .

        گروه كوهنوردي بلندا  از سال ۱۳۷۳ قريب به ۱۵ سال است كه بصورتِ باري به هر جهت برنامه كوهنوردي و جنگل پيمايي را بر گزار نموده است .

       اين گروه از سال ۱۳۸۰ تا به حال بر نامه هاي خود را با نظم بيشتري برگزار مي نمايد . دقيقا مشخص نيست از كِي ، ولي احتمالا در مسير ارتفاعات نام بلندا را  براي خود انتخاب نمود .

       از مورخه ۱۵/۱۰/۱۳۸۷ تصميم گرفته شد تا پاي اين گروه به دنياي مجازي نيز باز شود و از حالا به بعد اين هم اينترنت نورديِ بلندا .

همنوردان  بلندا ( به ترتيب ورود به گروه ):  علي برزگر / قاسمعلي ايران منش / حامد دياني / جعفررستميان / سيد عيسي مير شفيعي /رمضان علي فيروزگان / محمد رضا خورشيدي / عمران خليلي /حسينعلي علي نژاد / محمد بهزاد / قدرت الله شهابي / حميد دياني / كمال سنجابي / محمود دياني / محمد يوسف نژاد / سعيد سنجابي / يعقوب تقوي /  محمد علي دياني / محسن محسني / علي كاظمي / علي خورشيدي /( . . . كه بعضي از دوستان بيشتر خانه نوردي مي كنند ) . همنوردان جديد  صفا اسدي / عنايت الله سنجابي / عارف شورزندی /.

* از علاقمندان جهت همنوردی در گروه کوهنوردی  بلندا  دعوت بعمل می آوریم *

هيئت تحريريه اينترنت نوردي بلندا : حسينعلي علي نژاد / سید عیسی میر شفیعی / قاسمعلي ايران منش / حميد دياني / کمال سنجابی / 

       ما را با نقد و بررسي بلندا و پيشنهادات خود ياري كنيد .

                                                                                                         خدا يارتان

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 12:51  توسط قاسم |